
p@√!$√ # }{ #: خنده های مضحک قهقهه های الکی لبخندهای بی غرور همه اش ارزانی خودم برای این نفس کشیدن های پوچ و واهی و من زنده ام های بی معنی و زندگی میکنم های بی منطق در انتهای ناامیدی های ممتد و شکست های پرافتخار که تو هیچی که تو پوچی تو خسی خاشاکی و همه اش را مدیون تو ایم درد های ناتمام اشک های بی اختیار اختیار های نداشته همه اش با هم جمع میشود همه اش یک جا گوشه ی قلبم و کنج مغزم و ناخودآگاهم که خفه شو که تو که هستی بمان باخیال مبهوتت پشت این خلوت تنهایی توی این شهر شلوغ که خیال ها متهم اند و خیال هیچ کس نیست خیال تو...
ادامه مطلب